| ما زمانی به عدالت، صلح و ثبات پایدار دست مییابیم که وجود خود را از حس نفرت و تنفر از یکدیگر پاک بسازیم و نحوه به دنیا آمدن انسانها را معیار قضاوت خود قرار ندهیم | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۲:۰۳ ۱۴۰۵/۲/۷ | کد خبر: 179213 | منبع: |
پرینت
|
|
در افغانستان امروز؛ دیگر چیزی به نام «تابو» وجود ندارد!
واژه «تابو» که از ریشه پلینزی زبان تونگا وارد زبان انگلیسی شده و امروزه در اکثر زبانهای دیگر هم رایج است، به معنای «ممنوع و قدغن» بوده و به آن دسته از گفتارها یا رفتارها و یا حتی واژههایی به کار برده میشود که که از نگاه اخلاقی، دینی یا اجتماعی، ناپسند و نکوهیده تلقی میشده و بهکار بردن آنها ممنوع بوده است.
اما در افغانستان مقوله «تابو» حتی در قلمرو سیاست و اندیشه و مفاهیم سیاسی و حقوقی نیز وارد شد به گونهای که به کار بردن پارهای از مفاهیم و واژهها در قلمرو ممنوعه قرار داشته و کسی حق نداشت که آنها را به زبان بیاورد و یا در باره آنها بحث کند و تفسیر ویژه یا دیدگاه نو و مغایر عرف رایج ارائه کند.
در فضای سیاسی و فکری حاکم حتی تا دیروز یعنی در دوره جمهوریت، بحث و نقد و نظر و پرسش در باره مفاهیم ذیل، ممنوع و گاهی با مخاطرات و ابهامات زیاد همراه بود:
هویت ملی، وحدت ملی، حاکمیت ملی، داعیه ملی، اجماع ملی، منافع ملی، تمامیت ارضی، خط دیورند، ناسیونالیسم، فدرالیسم، سکولاریسم، پلورالیسم، شوینیسم، تمامیتخواهی، نسلکشی و مفاهیم مشابه دیگر.
اما امروزه به برکت توسعه آگاهی، رشد تکنالوژی، آزادی بیان و آزادی رسانه و رسانهگری، همه مردم مخصوصا نسل جوان از آن زندانهای ساختگی رهایی یافتهاند و امروز دیگر چیزی به نام تابو نداریم و بلکه «تابوشکنی» خود به یک امر پسندیده تبدیل شده و افراد با آزادی کامل در باره همه مفاهیم و اموری که به سرنوشت آنان و به حیات عمومی پیوند دارد، به پرسشگری میپردازند و نظریات و اندیشهها را متعلق به هر کسی و از هر گروهی که باشد، بدون استثنا به نقد و کنکاش میگیرند و هیچ کسی هم حق ندارد مانع این نوع پرسشگریها و نقدها شود.
این آزادی و این شهامت و شجاعت در تحلیل حقایق و مفاهیم سیاسی، حقوقی و تاریخی و واکاوی کجرویها و کژتابیها قابل ستایش است و میتواند جامعه ما را کمک کند که از پرده اوهام، تخیلات و تعصبات، خارج و به واقعیتها و حقایق دست یابد و آخرالامر به سوی تفاهم و انسجام ملی، احترام به یکدیگر، تحمل همدیگر و زندگی اجتماعی مسالمتآمیز و عاری از دورویی، کینه و نفرت، خشونت و ستم و تبعیض سوق یابد و به بحرانهای مزمن تاریخی خاتمه بخشد.
اما دست یافتن به این هدف منوط است به رعایت مرزهای منطق، ادب و اخلاق و حفظ عفت قلم و زبان و احترام حریم شخصی و پرهیز از فرافکنی، نفرت فکنی و اتهام و اهانت به اشخاص، اقوام، سمبولها و افتخارات گروههای اجتماعی و قومی و گرنه ممکن است که در یک چرخه دیگر، به روند منفی دیگر تبدیل گردد.
ما زمانی به عدالت، صلح و ثبات پایدار دست مییابیم که وجود خود را از حس نفرت و تنفر از یکدیگر پاک بسازیم و نحوه به دنیا آمدن انسانها را معیار قضاوت خود قرار ندهیم. انسانها در زمان تولد خود، قومیت، ملیت، نژاد، زبان، وطن و حتی دین و مذهب خود را انتخاب نکردهاند و از این جهت هیچ انسانی به خاطر تعلق به هویت خاص قومی و زبانی نباید مورد تنفر یا خشونت و تجاوز قرار گیرد. هر زمان که ما به این طرز تفکر و اخلاق انسانی صعود کنیم، سیاستورزی و روابط و مناسبات اجتماعی ما هم انسانی خواهد شد و در همه مسایل و موضوعات عمومی هم به تفاهم و توافق خواهیم رسید.
سرور دانش