| در سقوط جمهوریت علاوه از پاکستان، ایران و روسیه و چین به شمول آمریکا نیز پشت قضیه قرار داشت و ولسوالیها به دستور خود دولت به طالبان واگذار میشد | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۲:۲۲ ۱۴۰۵/۲/۲ | کد خبر: 179194 | منبع: |
پرینت
|
|
همزوری اقوام افغانستان؛ آیا غیرپشتونها شکست خوردهاند؟
اقوام افغانستان هرکدامش چندین میلیون نفوس دارد. هیچ قومی آن قدر قدرتمند نیست که دیگر اقوام را کلا از بازی خارج کند.
بهترین مثال برای نشان دادنِ این همزوری و همسطحی، دوران جهاد است. در دوران جهاد تمام اقوام مسلح بودند و هر قوم تفنگ و منابع مالی خودش را داشت، لذا نه هزاره منطقهی پشتون را تصرف میتوانست، نه پشتون منطقهی تاجیک را و نه تاجیک منطقهی ازبیک و بلوچ را.
در چهارده سال جنگ داخلی، هر قوم یک گام زمین و سنگر خود را از دست نداد درحالی که جنگ و منازعه به شدت جریان داشت.
دوران حکومت مجاهدین نیز مثال دیگر همزوری اقوام است که هیچکس نتوانست کس دیگر را از صحنه بیرون کند.
اما چرا دور اول و حالا طالبان که از آنها به نام پیروزی پشتونها بر سایر اقوام تفسیر میشود، پیروز شدند؟
در دور اول طالبان اقوام و گروهها چنان با هم جنگیده بودند و فروپاشیده بودند که اگر هرکس دیگری هم با ده هزار نیروی واحد، به افغانستان حمله میکرد همه را از صحنه بیرون میکرد. غیرپشتونها چنان درگیر خصومت بین خود بودند که به خاطر از بین بردن همدیگر، خودشان برای طالب زمینهسازی میکردند. لذا فروپاشیشان داخلی و در درون خودشان نهفته بود.
پاکستان البته نیز پشت آن قضیه قرار داشت و شواهد کافی در آن باره وجود دارد.
سقوط جمهوریت نیز به دلیل فروپاشی داخلی و خلع سلام غیر پشتونها اتفاق افتاد. از یک طرف اشرف غنی و کرزی و جمهوریت، تمام اقوام را خلع سلاح و دستِ بیچوب کردند و آنها را آسیب پذیر ساختند. از طرف دیگر غنی در درون دولت، قدرت غیرپشتونها را خنثی و صفر کرد و بسمالله خان که وزیر دفاع بود حتا یک سرباز خط مقدم نیز میدانست که قدرت در دست بسمالله خان نیست و بجای بسمالله خان از محب و فضلی و شرکاء قومانده میگرفت. در نتیجه دولت نیز از درون فروپاشیده بود و به صورت یک ساختار غیرسازمان یافته و گیج تبدیل شده بود.
همین که تعدادی از رهبران غیرپشتون زنده ماندند و تسلیم داده نشدند و خود را از صحنه بیرون کردند، شاهکار کردند.
بگذریم از اینکه در سقوط جمهوریت علاوه از پاکستان، ایران و روسیه و شاید چین به شمول آمریکا نیز پشت قضیه قرار داشت و ولسوالیهای افغانستان به دستور خود دولت به طالبان واگذار میشد. به یاد داشته باشیم که یک میل تفنگ شببین، هشت هزار دالر قیمت داشت و آن تفنگها به صورت گسترده به طالبان داده شده بود.
مهمتر از آن بحث طالبان تاجیک و ازبیک بود. در واقع افغانستان را نه طالبان پشتون، بلکه طالبان ازبیک و تاجیک سقوط دادند. رهبران طالبان پشتون در قطر و کویته شکمهای خود را بزرگ میکردند و صلاحالدین و فصیحالدین و ملا احمدشاه در خط مقدم قرار داشتند.
لذا شکست جمهوریت، شکست غیرپشتونها به دست پشتونها نبود، شکست غیرپشتونها به دست خود غیرپشتونها بود.
برای اینکه شما بجنگید و شکست نخورید به میلیونها آدم نیاز ندارید، اگر شما پنجاه هزار چریک مسلح داشته باشید و امکانات مالی جنگیدن داشته باشید، زور هیچکسی به شما نمیرسد.
مردم افغانستان، همه باهم برابر هستند. نه تاجیک بهتر از پشتون است و نه پشتون بهتر از هزاره. قومگرایی مردود و نادرست است. افغانستان وقتی آرام میشود که همه اقوام در قدرت و ثروت شریک باشند. در غیرآن بحران و منازعه تا ابد جریان خواهان داشت.
نبی ساقی