اگر باد بکارید، طوفان درو خواهید کرد
کشورهایی که دهه‌ها بذر وابستگی، رقابت ژیوپولیتیک و مداخله در معادلات منطقه را کاشته‌اند، اکنون با طوفانی از پیامدهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی روبرو هستند 
تاریخ انتشار:   ۰۰:۲۸    ۱۴۰۴/۱۲/۱۷ کد خبر: 178994 منبع: پرینت

پس از کشف نفت به‌عنوان “طلای سیاه”، و به‌ویژه بعد از جنگ جهانی اول و دوم، بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج فارس (عربستان، قطر، بحرین، امارات متحده عربی، کویت و عمان) به‌جای اتخاذ سیاست بی‌طرفی و حفظ منافع مردم منطقه، با انگیزه‌های ایدیولوژیک و در چارچوب رقابت با اتحاد شوروی، راه هم‌پیمانی استراتژیک با غرب و اسراییل را در پیش گرفتند. در مقابل، امریکا و آنگلیس نیز برای تحکیم نفوذ خود در منطقه و تضمین برتری راهبردی اسراییل، از ابزارهای گوناگون سیاسی، اقتصادی و امنیتی برای وابسته نگه‌داشتن این کشورها استفاده کردند.

هدف اصلی، تثبیت کنترل بر غرب آسیا و منابع عظیم انرژی آن بود. در این چارچوب، حل‌نشدن مساله تشکیل دولت مستقل فلسطین که بسیاری آن را ریشه اصلی بحران کنونی خاورمیانه می‌دانند و همچنین شکست‌های پی‌درپی اعراب در جنگ با اسراییل، از جمله در جنگ ۱۹۴۸ و جنگ شش روزه ۱۹۶۷ بدون همسویی یا حداقل سکوت برخی از این دولت‌ها قابل تصور نبود.

از سوی دیگر، در دهه ۱۹۷۰ و پس از بحران نفت در سال ۱۹۷۳ نظام «پترودالر» شکل گرفت؛ توافقی که بر اساس آن نفت عمدتاً به دلار فروخته می‌شد و در مقابل، امریکا امنیت این دولت‌ها را تضمین می‌کرد. این سازوکار، در کنار نقش نظام مالی جهانی مانند سویفت، به تداوم هژمونی اقتصادی امریکا و تداوم تثبیت دلار به‌عنوان ارز مسلط جهانی انجامید. در عمل، این کشورها به یکی از پایه‌های حفظ منافع غرب و اسراییل در منطقه تبدیل شدند.

در همین دوره، بخش قابل توجهی از ثروت نفتی این دولت‌ها مخصوصا عربستان سعودی صرف ترویج و تمویل پروژه‌های گسترده ایدیولوژیک و مذهبی در بسیاری از کشورهای اسلامی شد؛ پروژه‌هایی که به گفته برخی تحلیلگران، در گسترش افراط‌گرایی مذهبی و تشکیل شبکه های تروریستی مانند القاعده، الشباب، تالبان، القاعده، بوکوحرام و ده ها گروه تروریستی دیگر در جهان اسلام نقش مهمی داشتند و هزینه‌های آن به صدها میلیارد دلار می‌رسید.

در مقابل این سیاست‌ها و قربانی‌کردن بخشی از منافع ملی، این کشورها توانستند برای چند دهه از ثبات نسبی و رفاه اقتصادی برخوردار شوند. شهرهایی مانند دوبی به نماد توسعه و رفاه تبدیل شدند و با جذب سرمایه و گردشگر از سراسر جهان، چهره‌ای از «بهشت اقتصادی» در منطقه به نمایش گذاشتند. اما پس از فروپاشی اتحاد در سال ۱۹۹۱ و شکل‌گیری نظم جهانی یک‌قطبی به رهبری امریکا، طرح بازآرایی ژیوپولیتیک خاورمیانه در دستور کار قرار گرفت که هدف ان فروپاشی و سقوط حکومت های مخالف با سیاست های امریکا و اسراییل در منطقه بود. در همین زمینه، وسلی کلارک، ژنرال بازنشسته امریکایی، در سال ۲۰۰۷ افشا کرد که اندکی پس از حملات یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۰، در پنتاگون یادداشتی را دیده که در آن از برنامه سرنگونی هفت کشور منطقه یاد شده بود: عراق، سوریه، لبنان، لیبیا، سومالیا، سودان و در نهایت ایران.

در دو دهه گذشته، شش حکومت از این کشورها دچار جنگ، بی‌ثباتی یا فروپاشی ساختارهای دولتی شدند؛ از جمله پس از جنگ عراق و تحولات ناشی بهار عرب. اکنون فشارها متوجه ایران شده است؛ که هدف ان، دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا فروپاشی حکومت و تغیر رژیم انکشور ذکر شده است. ایران به دلیل موقعیت حساس جیوپولتیک و منایع کلان زیر زمینی در مرکز بسیاری از رقابت‌های ژیوپولیتیک منطقه قرار دارد.

در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ امریکا و اسراییل در حالیکه گفتگو ها برای یافتن راه حل سیاسی در مسقط پایتخت عمان ادامه داشت، امریکا و اسراییل حمله‌ای گسترده علیه ایران آغاز کردن که با ترور شماری از مقام‌های ارشد نظامی و امنیتی این کشور از جمله ایت الله خامنه یی رهبر مذهبی انکشور همراه بود. در پی آن، ایران نیز حملات متقابلی را علیه اهدافی در اسراییل و پایگاه‌های امریکا در چندین کشور منطقه انجام داد. همزمان، تهدید تهران مبنی بر بستن تنگه، گذرگاهی که حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند اغاز شده و به یکی از نگرانی‌های اصلی اقتصاد جهانی تبدیل شد.

در چنین فضایی، کشورهای حاشیه خلیج فارس که میزبان پایگاه‌های نظامی امریکا هستند، در موقعیتی بسیار پیچیده قرار گرفته‌اند. از یک‌سو تمایلی به ورود مستقیم به جنگ ندارند، و از سوی دیگر به‌دلیل حضور این پایگاه‌ها، ناخواسته در مرکز تقابل قدرت‌های بزرگ قرار گرفته‌اند.
ایران همان طوریکه قبلا گفته بود “به هر کشوری که اجازه حمله از پایگاه ها و فضای خود را به امریکا و اسراییل بدهد پاسخ خواهد داد” عمل کرد و به پایگاه های امریکا به عراق، اردن، قطر بحربن، عربستان، کویت و امارات متحده عرب با شلیک راکت های پیشرفته و تیاره های بدون سرنشین حمله کرد. درین میان امریکا و اسراییل میخواهد پای این شیخ نشین های عرب را هم به جنگ با ایران بکشاند. برخی تحلیلگران حتی شواهد استفاده از «عملیات‌های فریبکارانه با هویت جعلی» یا همان False Flag Operations اسراییل را برای کشاندن این کشورها به جنگ مطرح کرده‌اند.

پیامدهای این بحران می‌تواند برای اقتصادهای وابسته به نفت و تجارت جهانی بسیار سنگین باشد. اگر مسیرهای انرژی مختل شود و فضای ناامنی گسترش یابد، شهرهایی مانند دوبی که زمانی نماد ثبات و رفاه بودند، ممکن است با فرار سرمایه، کاهش گردشگری و رکود اقتصادی روبرو شوند.
به همین دلیل است که ضرب‌المثل قدیمی همچنان معنا دارد: کشورهایی که دهه‌ها بذر وابستگی، رقابت ژیوپولیتیک و مداخله در معادلات منطقه را کاشته‌اند، اکنون ممکن است با طوفانی از پیامدهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی روبرو شوند.

ع. ایوبی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
تجاوز آمریکا
اسراییل ایران
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است