خلیج فارس در آستانه فرسایش
پایگاه‌های آمریکا در چارچوب همکاری‌های نظامی با اسراییل است و برای آغاز عملیات سریع طراحی شده‌، نه برای تأمین یک جنگ فرسایشی چندماهه با نرخ مصرف بسیار بالا 
تاریخ انتشار:   ۰۰:۳۰    ۱۴۰۴/۱۲/۱۴ کد خبر: 178984 منبع: پرینت

خلیج فارس در آستانه فرسایش: ناتوانی لجستیکی آمریکا، محدودیت زرادخانه اسرائیل و پیامدهای حقوقی جنایات جنگی، جنایات علیه بشریت و نسل‌کشی در ایران
تحلیل هرگونه سناریوی جنگ فرسایشی گسترده در خلیج فارس، بدون بررسی دقیق ظرفیت‌های لجستیکی، زنجیره تأمین تسلیحاتی و تاب‌آوری صنعتی طرف‌های درگیر، تصویری ناقص از واقعیت ارائه می‌دهد. اگرچه ایالات متحده از نظر فناوری نظامی و توان ضربتی برتری‌های قابل توجهی دارد، اما استمرار یک جنگ تمام‌عیار در فاصله‌ای هزاران کیلومتری از خاک اصلی، معادله‌ای کاملاً متفاوت را رقم می‌زند که در آن لجستیک، نه تنها قدرت آتش، تعیین‌کننده است.

توان رزمی آمریکا در منطقه به‌شدت وابسته به خطوط تأمین دریایی و هوایی از سرزمین اصلی است. انتقال مهمات هدایت‌شونده دقیق، موشک‌های کروز، سامانه‌های رهگیر پدافندی، قطعات یدکی پیشرفته و پهپادها مستلزم یک چرخه پیچیده تولید، بارگیری، حمل راهبردی، تخلیه و توزیع مجدد در پایگاه‌های منطقه‌ای است.
پایگاه‌های آمریکا در غرب آسیا و انبارهای پیش‌موضع‌گذاری‌شده حتی آنهایی که در چارچوب همکاری‌های نظامی با اسرائیل نگهداری می‌شوند برای آغاز عملیات سریع طراحی شده‌اند، نه برای تأمین یک جنگ فرسایشی چندماهه با نرخ مصرف بسیار بالا. در سناریوی درگیری گسترده، ذخایر منطقه‌ای می‌تواند ظرف مدت کوتاهی تحلیل رود و وابستگی به ارسال مستمر از خاک آمریکا به یک گلوگاه راهبردی تبدیل شود، فرآیند پرهزینه، زمان‌بر و آسیب‌پذیر در برابر اختلالات ژئوپلیتیکی.

مسئله تنها مهمات نیست. چرخه جایگزینی نیرو، استهلاک تجهیزات، تعمیر و بازسازی سامانه‌های آسیب‌دیده و فشار عملیاتی مداوم بر ناوگان دریایی و هوایی، بار مضاعفی بر ساختار نظامی آمریکا تحمیل می‌کند. در جنگ‌های فرسایشی، عمق صنعتی و توان بازتولید سریع تسلیحات تعیین‌کننده است. هرگونه اختلال در زنجیره تأمین می‌تواند برتری فناورانه را به‌سرعت فرسایش دهد.

از سوی دیگر، ادعا می‌شد زرادخانه اسرائیل از نظر کیفیت پیشرفته است. با این حال، در جریان عملیات‌های اخیر، سامانه‌های پدافند هوایی از جمله سامانه تاد (THAAD)، آرو ۲ (Arrow 2) و آرو ۳ (Arrow 3) نتوانستند تمام تهدیدهای موشکی و پهپادی را دفع کنند و بخش قابل توجهی از حملات، از جمله موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد و پهپادهای مسلح، از مسیرهای پیش‌بینی‌نشده عبور کردند. این ناکامی‌ها نشان می‌دهد که کیفیت سامانه‌ها بدون عمق عملیاتی، پوشش کامل و مدیریت صحیح زنجیره پدافندی کفایت نمی‌کند.

همچنین علاوه بر سامانه‌های تاد، آرو ۲ و آرو ۳، سایر لایه‌های پدافندی اسرائیل نیز تحت فشار عملیاتی قرار گرفتند و در بسیاری موارد موشک‌های ایران به اهداف نظامی و امنیتی در داخل اسرائیل اصابت کردند. سامانه دیوید اسلینگ که برای مقابله با موشک‌های میان‌برد و تهدیدهای پیچیده طراحی شده، و همچنین سامانه کوتاه‌برد گنبد آهنین در بسیاری از حملات ترکیبی با حجم بالای اهداف، با پدیده اشباع مواجه شدند و نتوانستند همه پرتابه‌ها را رهگیری کنند. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که بخش عمده‌ای از موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد و پهپادهای انتحاری توانستند از لایه‌های دفاعی عبور کرده و به نقاط تعیین‌شده برخورد کنند.

در سطح منطقه‌ای، سامانه‌های آمریکایی مستقر در غرب آسیا نیز در وضعیت آماده‌باش کامل قرار گرفتند. از جمله سامانه ام‌آی‌ام-۱۰۴ پاتریوت که در چند پایگاه منطقه‌ای برای رهگیری موشک‌های کروز و بالستیک کوتاه‌برد مستقر است، سامانه تاد برای مقابله با تهدیدهای بالستیک در ارتفاع بالا، و همچنین سامانه دریایی رزمی ایجیس بر روی ناوهای آمریکایی. در بسیاری موارد، علی‌رغم رهگیری‌ها، گزارش‌هایی از اصابت موشک‌ها به پایگاه‌های نظامی یا تأسیسات تحت حفاظت این سامانه‌ها منتشر شد که نشان می‌دهد حتی چتر دفاعی آمریکا نیز در برابر حملات ترکیبی و پرتعداد، مصونیت ایجاد نمی‌کند.

اسرائیل از نظر عمق استراتژیک و ظرفیت تولید انبوه، وابستگی قابل توجهی به پشتیبانی آمریکا دارد. در صورتی که چند جبهه هم‌زمان فعال شود، مصرف موشک‌های رهگیر و مهمات دقیق به شکل تصاعدی افزایش می‌یابد و استمرار عملیات بدون تأمین خارجی با چالش جدی مواجه خواهد شد. تجربه نشان داده است که جنگ‌های کوتاه‌مدت با عملیات‌های ضربتی تفاوت ماهوی با درگیری‌های طولانی‌مدت دارند و در چنین سناریوهایی، اقتصاد جنگ و توان بازتولید صنعتی نقش محوری پیدا می‌کنند.
با توجه به بستر پرتنش منطقه، اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر اینکه «اگر ما اقدام نمی‌کردیم، ایران اول حمله می‌کرد» و اینکه تصمیم به عملیات بر اساس روند مذاکرات هسته‌ای اتخاذ شده، بُعد سیاسی و حقوقی بحران را تشدید می‌کند. این ادعا در حالی مطرح شده که مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، رافائل گروسی، اعلام کرده است بازرسان آژانس شواهدی از وجود یک برنامه هماهنگ برای ساخت سلاح هسته‌ای در ایران نیافته‌اند. این شکاف میان اظهارات سیاسی و ارزیابی‌های فنی، پرسش‌های بنیادینی درباره معیار تهدید قریب‌الوقوع‌ایجاد می‌کند که طبق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد باید فوری، قطعی و غیرقابل اجتناب باشد تا توسل به زور را توجیه کند، در حالی که ایالات متحده با اقدام پیش‌دستانه خود آشکارا این اصل بنیادین حقوق بین‌الملل را نقض کرده است.

افزون بر این، هرگونه حمله گسترده که منجر به تخریب زیرساخت‌های حیاتی، تأسیسات غیرنظامی یا تلفات گسترده شهروندان در ایران شود، طبق اصول تفکیک، تناسب و احتیاط در حقوق بشردوستانه بین‌المللی قابل بررسی است.
با توجه به وجود شواهد عینی و مستند، از جمله تصاویر، ویدیو ها و گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های بین‌المللی که تحقق عناصر مادی و معنوی لازم برای جرم را نشان می‌دهد، این اقدامات در چارچوب جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت قابل تعقیب و مجازات است.

اصطلاح نسل‌کشی در حقوق بین‌الملل معنای مشخص و محدودی دارد و مستلزم اثبات قصد نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی است. با این حال، اطلاق آن به برخی اقدامات سیستماتیک علیه غیرنظامیان از سوی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در ایران دور از واقعیت نیست. حتی بدون احراز قصد نسل‌کشی، هرگونه حمله سازمان‌یافته علیه غیرنظامیان نقض آشکار قواعد آمره بین‌المللی به شمار می‌آید و می‌تواند موضوع رسیدگی در قالب جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت قرار گیرد.

در سطح کلان‌تر، اگر ادعای تهدید اثبات‌نشده به مبنایی برای مداخله نظامی تبدیل شود، خطر شکل‌گیری یک رویه خطرناک افزایش می‌یابد که می‌تواند علیه سایر کشورهایی که دارای منابع انرژی راهبردی یا موقعیت ژیو‌اکونومیک حساس هستند نیز به کار گرفته شود. در چنین سناریویی، موضع‌گیری یا انفعال قدرت‌هایی مانند روسیه و چین، و همچنین نهادهای چندجانبه، در حفظ یا تضعیف اصل منع توسل به زور نقشی تعیین‌کننده خواهد داشت.
برآیند این مؤلفه‌ها نشان می‌دهد که یک جنگ طولانی‌مدت در خلیج فارس نه‌تنها از منظر نظامی و لجستیکی برای آمریکا و اسرائیل پرهزینه و پیچیده است، بلکه از لحاظ حقوقی، سیاسی و محیط‌زیستی نیز پیامدهای گسترده و چندبعدی به همراه دارد.

فرسایش ظرفیت‌های تسلیحاتی، فشار اقتصادی و مخاطرات حقوقی در کنار خطر گسترش دامنه درگیری به مناطق حساس ژئواستراتژیک، تنها بخشی از ابعاد این بحران است. علاوه بر این، یک درگیری منطقه‌ای می‌تواند تبعات اکولوژیکی جدی ایجاد کند، از جمله آلودگی گسترده دریایی و هوایی، تخریب زیست‌بوم‌های ساحلی و دریایی و تهدید منابع غذایی و آب آشامیدنی در منطقه، که اثرات آن به سرعت به کشورهای همجوار و حتی فراتر از خلیج فارس منتقل می‌شود.
در حوزه هسته‌ای، هرگونه حمله به تأسیسات انرژی یا برخورد ناخواسته با مواد رادیواکتیو می‌تواند فاجعه‌ای با ابعاد جهانی ایجاد کند. تابش‌های هسته‌ای و آلودگی محیطی، پیامدهای بلندمدت انسانی و اکولوژیکی به همراه خواهد داشت.

هم‌زمان، بستن یا ایجاد اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی جهانی، به‌ویژه تنگه هرمز که هم‌اکنون آغاز شده و اثرات منفی ملموسی بر بازارهای جهانی گذاشته است، می‌تواند موجب یک زلزله اقتصادی جهانی شود. کاهش جریان نفت و گاز، افزایش بی‌ثباتی بازارهای مالی و فشار مضاعف بر اقتصادهای وابسته به انرژی، عمدتاً به زیان مردم عادی است. سیاست‌بازان غربی و اسرائیل، به ویژه الیت سیاسی-اقتصادی، از نظر مالی کمتر تحت تأثیر قرار می‌گیرند، اما مسئولیت‌های سیاسی و فشارهای عملیاتی آنها را از اثرات تشدید بحران منطقه‌ای مصون نمی‌سازد.
این مجموعهٔ اثرات نشان می‌دهد که هر تصمیم برای تشدید تقابل در خلیج فارس، وارد مرحله‌ای می‌شود که کنترل پیامدهای آن بسیار دشوار است و تبعات آن فراتر از محدوده میدان نبرد گسترده خواهد شد.

محمد اقبال نوری


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
پایگاه‌های آمریکا
اسراییل ایران
نظرات بینندگان:

>>>   Arif Rahmani
سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه با پارادوکسی آشکار مواجه است: در حالی که ایران به دلیل برنامه‌های هسته‌ای خود هدف حملات نظامی قرار گرفته، ایالات متحده به دنبال بستن قراردادی با عربستان است که زیرساخت‌های هسته‌ای این کشور را توسعه دهد. این قرارداد به دلیل فقدان پروتکل‌های سخت‌گیرانه، نگرانی‌های جدی را برانگیخته است؛ چرا که عملاً به عربستان اجازه می‌دهد تا در صورت تمایل، دکترین هسته‌ای خود را به سمت نظامی‌گری تغییر داده و به توانمندی ساخت بمب دست یابد.

>>>   سید باقر محسنی
به نظر می رسد ابتکار عمل جنگ از دست متجاوزان آمریکایی خارج شده است. ستاد فرماندهی نظامی ایران چند لایه، غیر قابل شناسایی و آتش به اختیار یعنی با صلاحیت کامل است و تدابیر مدیریتی پیچیده ای سنجیده شده است. از دیشب و امروز، حملات آمریکا سردرگم، کور و دیوانه وار صرفاً با گمان حضور فرمانده، یا سایت موشکی، مناطق و ساختمان های غیر نظامی و شهروندان عادی ایران را مورد هدف قرار میدهد. ذخایر موشکی و پهپادی ایران برای ۱۰ سال جنگ با محافظت ضد اتمی و آسیب ناپذیر انباشته شده؛ حال آنکه چرخه تولید روزانه بدون وقفه جریان دارد. تصور فلج سازی سیستم موشکی ایران یک محاسبه غلط و دور از واقعیت است و چنین امری غیر ممکن به شمار می رود. اثبات این مدعا، حملات متنوع و موثر ایران بر مناطقِ وسیع تری از اهداف نظامی آمریکا و اسرائیل است.
دایره و وُسعتِ جنگ به بخش هایی از اروپا رسیده است. دیروز قبرس و امروز یونان. کشور های حوزه خلیج فارس به سمت تعطیلی کامل می روند؛ تنها کشوری که فعلا درگیر جنگ منطقه ای نگردیده، ترکیه است که وجودِ تسلیحات هسته ای آمریکا در این کشور و تهدید وجودی خطرناک، ایران را وادار به خویشتنداری نموده است. هر روز از جنگ میگذرد، تبعات جدیدی مشاهده می شود. اسرائیل با اعزام نیروی زمینی به لبنان، هدف جنگجویان مقابل اش را برآورده کرده است. در بحرین نیز سمت و سوی متفاوت تری اتفاق می افتد.
در بعد اجتماعی داخلی ایران، با وجود تلفات غیر نظامی و سفر های احتیاطی شهروندان، روحیه عمومی فوق العاده بالا به نظر می رسد. هیچگونه تزلزل و ترسی در جانب ایرانی مشاهده نمی شود.
به نظر می رسد آمریکا چاره ای جز پیشنهاد آتش بس و توقف جنگ ندارد. ایرانی ها آسیب را تحمل می نمایند اما تحقیر را نخواهند پذیرفت.

>>>   Aziz Arianfar
استراتیژی ایران: راندن کانل آمریکا از منطقه و راندن باشندگان اسرائیل به آمریکا
استراتیژی امریکا: باژگون ساختن نظام ایران،
پایان بخشیدن به برنامه هسته یی و موشکی و کنترل بر نفت ایران
دموکرات ها: ترامپ با اعلام جنگ در برابر ایران قانون اساسی را زیر پا گذاشته است. زیرا تنها با موافقت کانگرس می تواند دست به چنین کاری بزند.
پرسش این جا است که آیا طرح امپیچمنت ترامپ
روی دست است؟
هزینه روزانه یک میلیارد دالری، زیان های نجومی آمریکا در منطقه و کشته شدن صدها سپاهی آمریکایی ممکن است به عصر ترامپیسم پایان ببخشد!

>>>   Haidar Adel
بی‌شرمی درین حد !
دیروز میلانیا ترامپ ریاست جلسه‌ای از شورای امنیت سازمان ملل متحد را بر عهده داشت و سخنرانی خود را با محور «صلح از طریق آموزش» ایراد کرد. این در حالی است که تنها یک روز پیش از آن، آمریکا به یک مکتب در ایران حمله کرد و ۱۶۵ کودک جان باختند. همچنین اسرائیل طی دو سال گذشته بیش از ۲۰ هزار کودک را در غزه قتل عام کرده است. از اینکه چند کشور جهان در تحریم ها نابود شده اند و ملیونها طفل از گرسنگی درین کشور ها میمیرند باشد بجایش.

>>>   Hafiz Ravand
گروه جنایت کار باند جفری ابستین ! لطفن ولطفن واژه های زیبا ونغز را که بار ارزشی ، انسانی ، دموکراتیک والی اخیر دارد ، آلوده به کردار زشت ، غیر اخلاقی ، ددمنشی ، وحشیگری نسازید و نسازید .

>>>   نورالله راشد
وزیر دفاع ترامپ، پیت هگست:
کتابی نوشته با عنوان «جنگ صلیبی آمریکایی» که در آن خواستار جنگ مقدس علیه مسلمانان شده است. طبق یک گزارش موثق در تویتر در سال ۲۰۱۵، در حالی که در یک مراسم مربوط به سربازان از جنگ برگشته، اشتراک داشته، شعار «همهٔ مسلمانان را بکشید!» سر داده است.
روی سینه‌اش خالکوبیِ «صلیب بیت المقدس» دارد؛ نمادی مرتبط با جنگ‌های صلیبی.
روی بازویش عبارت «Deus Vult» خالکوبی شده است؛ به معنای «خدا چنین می‌خواهد» که شعار جنگ صلیبی بود.
خالکوبی دیگری در بازویش دارد که واژهٔ «کافر» به زبان عربی است تا این همه «مسلمان» احمق را خوب بفهماند.
در کنار آن، شمشیری که به شکل صلیب دیزاین شده خالکوبی گردیده است.
در سال ۲۰۱۸ در قدس گفته بود: «هیچ دلیلی وجود ندارد که معجزهٔ بازسازی معبد امکان‌پذیر نباشد» که به معنای دعوت به تخریب مسجدالاقصی می باشد.
رسالت او مبارزه با «تروریزم» نیست؛ او خود نماد برجسته تروریزم در زشت ترین صورت آن است. تمام جهان‌بینی او مبتنی بر جنگ علیه اسلام است.
او اکنون فرمانده بزرگ‌ترین عملیات نظامی آمریکا علیه یک کشور مسلمان دیگر است.
پس از این همه، اقلیتی بدنام که شب و روز مصروف به اصطلاح دفاع از «اهل حدیث» و «اهل سنت» الخ.. و نشخوار چرندنامه های بیهوده اند، اجازه نداشته اند یک حرف بر زبان آرند.
اینکه در این دو سه سال تمامی چهره های پنهان عریان گردید، گامی است به پیش.
یوم تبیض وجوه وتسود وجوه!

>>>   دکتر نجیب سلام
ایران با متجاوزین روبه‌رو است که نمادهای بداخلاقی، فاشیست‌ترین و برتری‌طلب‌ترین‌های مذهبی و نژادی، مریضان جنسی، کودک‌آزارها، کودک‌کش‌ها، دشمنان سرسخت مسلمان‌ها حتی تا سرحد تنفر، و لاقیدهای جهانی‌اند، این‌ها هم‌اکنون رهبری یک ابرقدرت و منطقه را به دوش دارند و تیزشان نیز همان‌گونه می‌گویند، تسلیم شدنِ بدون قید و شرطِ ایران به هژمونی‌شان است ، و آن را هم در مانیفست‌شان، «جنگ صلیبی» نوشته‌اند.
حال خود تصور کنید یک مرد متدین و پر از خرد و عرفان و روحانی چون خامنه‌ای چگونه به خود اجازه می‌داد تسلیم این باند جنایت‌پیشه و فاشیست شود، او مرگ را قبول کرد تا به مردمش انگیزه دهد و بگوید بمیرید، ولی تسلیم چنین ذلتی نشوید.

>>>   Haidar Adel
بالاخره صدای امریکایی ها علیه رژیم صهیونیستی اسرائیل بلند شد!
برنی سندرز، سناتور مستقل امریکا در سخنانی گفت که سیاست خارجه امریکا نباید توسط نتانیاهو دیکته شود.
وی افزود: نتانیاهو میلیاردها دالر برای
آن که غـــــ./زه را با خاک یکسان کند می خواست و به آن دست پیدا کرد. نتانیاهو خواهان جـــ./نگ با ایران بود و ترامپ خواسته او را برآورده کرد.
سندرز تاکید کرد که این ملت امریکا است که باید سیاست خارجی و نظامی این کشور را تعیین کند نه کابینه تندرو نتانیاهو.

>>>   فعلا" قانون زر و زور حاکم است و جایی برای اخلاق و انسانیت وجود ندارد.

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است