| تاریخ انتشار: ۲۲:۲۷ ۱۴۰۴/۱۲/۶ | کد خبر: 178932 | منبع: |
پرینت
|
|
سال ۲۰۲۴، در چارچوب یک برنامه رسمی سفری به کشور مالتا داشتم. هنگام بازگشت، قرار بود از مالتا به بروکسل پرواز کنیم. طیاره چندان بزرگ نبود؛ چوکیها دونفری بودند و در میانشان یک دهلیز قرار داشت. بهگونهای جالب، خانمی که چهرهاش برایم بسیار آشنا مینمود، در کنارم نشست.
با دقت به سیمایش نگاه کردم. هرچه بیشتر فکر میکردم، بیشتر مطمئن میشدم که او را جایی دیدهام. گفتگو میان ما آغاز شد و اندکاندک حدسم به یقین بدل گشت: او روبرتا متسولا رییس پارلمان اروپا بود.
در طول پرواز درباره کار و فعالیتهایمان صحبت کردیم. آنچه بیش از همه برایم شگفتآور بود، سادگی و فروتنی او بود. برایم پرسشبرانگیز بود که چرا با وجود چنین جایگاه بلند سیاسی، در بخش بیزنس کلاس سفر نمیکند. او یکی از عالیترین مقامهای اتحادیه اروپا را در اختیار دارد. نهادی که نماینده صدها میلیون شهروند و یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی جهان است.
اغلبا سیاستمداران بسیار مشغول در بزنیس کلاس سفر میکنند چون در راه سفر، کار میکنند و زمینه برای شان مساعد تر میباشد. وقتی از او پرسیدم چرا در بیزنس کلاس سفر نمیکند، پاسخ ساده اما عمیقی داد. گفت که برای دیدار خانوادهاش به مالتا آمده و این سفر، سفری شخصی است. تأکید کرد که در اینگونه سفرها، او فقط یک شهروند عادی است و جایگاه رسمیاش را کنار میگذارد. او شهروند مالتا است.
این پاسخ مرا به تأمل عمیقی فرو برد. در برابر چشمانم نمونهای از فرهنگ سیاسی پخته و انسانی را میدیدم. سیاستمداری در سطح جهانی که با کمال تواضع سخن میگوید، بدون کوچکترین نشانهای از تکبر یا فاصله گرفتن از مردم، در کنار آنها قرار دارد. در آن طیاره، همه با او همانگونه رفتار میکردند که با هر شهروند عادی رفتار میشود؛ و او نیز چنین انتظاری داشت و از آن لذت میبرد.
با خود اندیشیدم اگر چنین فرهنگی در جوامعی مانند افغانستان نهادینه میبود، وضعیت تا چه اندازه متفاوت میشد. در جوامع ما، گاه حتی یک مقام کوچک میتواند فردی را دچار غرور سازد و خود را برتر از دیگران بپندارد. مقام، ثروت یا نفوذ سیاسی به ابزاری برای فاصله گرفتن از مردم بدل میشود، نه وسیلهای برای خدمت که هردم به رخ مردم کشانیده شود.
به یاد دارم سال ۲۰۲۰، زمانی که از کابل به سوی دوبی پرواز میکردم، یکی از اعضای پارلمان نیز در جمع مسافرین بود. عالیجناب از راه ویژه، همراه با محافظان متعدد و رفتاری آمیخته با تکبر آشکار وارد میدان هوایی شد. نوع برخوردش با شهروندان دیگر چنان بود که گویی میان خود و مردم فاصلهای غیرقابل عبور میدید. در بیزنس کلاس نشست؛ با لباسهای بسیار آراسته و ظاهری پرزرقوبرق، اما رفتاری که کوچکترین نشانهای از فرهنگ سیاسی و اجتماعی در آن دیده نمیشد.
آنچه بیش از همه آزاردهنده بود، نه جایگاهش بود و نه نوع سفرش؛ بلکه نگاه برتریجویانهای بود که در رفتارش موج میزد. گویی مقام، بهجای آنکه مسئولیت خدمت باشد، به ابزاری برای نمایش تفاوت و فاصله تبدیل شده بود.
اما تجربه این دو پرواز برایم درسی روشن داشت:
در فرهنگی سالم، قدرت به معنای مسوولیت است، نه امتیاز که بایدش با هر قیمت سؤاستفاده کرد.
هرچه انسان با فروتنی بیشتری با جایگاه و مسوولیت خود برخورد کند، همان اندازه عزت و احترام واقعیتری در جامعه به دست میآورد.
فرهنگ سیاسی اصیل، در رفتار متواضعانه و درک عمیق از برابری انسانی جلوه میکند، نه در نمایش تشریفات و برتریجویی که منبع اش قدرت سیاسی باشد.
دکتر ملک ستیز