| طالبان با ساختاری ایدیولوژیک، سیاستهای سرکوبگرانه و فقدان تجربه حکمرانی، بیش از هر تهدید خارجی، از تصمیمهای خود آسیب میبینند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۳:۵۴ ۱۴۰۴/۱۱/۲۷ | کد خبر: 178898 | منبع: |
پرینت
|
|
هراس قدرت: خوانشی از سخنرانی ملا یعقوب و پیامدهای آن برای طالبان؛
روز، ۲۶ دلو، در مراسم یادبود خروج نیروهای شوروی از افغانستان، ملا یعقوب، وزیر دفاع طالبان، سخنانی ایراد کرد که ظاهراً نصیحتآمیز و اخلاقی بودند، اما در عمق خود حاوی هشدار جدی نسبت به تهدیدهای داخلی و فروپاشی احتمالی این گروه بود.
او خطاب به همقطارانش تأکید کرد: «کاری نکنید که مردم عاقل شما را دیوانه خطاب کنند» و افزود که طالبان نباید تاریخی برجای بگذارند که آیندگان از آن شرمسار باشند. او بر ضرورت کنار گذاشتن اختلافات داخلی، پرهیز از انتقامجویی و اجتناب از تعصب قومی و زبانی تأکید کرد و همزمان اطمینان داد که افغانستان تهدیدی برای هیچ کشوری نیست و طالبان خواهان روابط سیاسی و اقتصادی مبتنی بر احترام متقابلاند.
اگرچه به ظاهر این سخنان نشانگر بلوغ فکری یا اصلاح سیاستهاست، تحلیل دقیقتر نشان میدهد که این خطابه، بیش از هر چیز، بازتاب هراس درونی طالبان است؛ هراسی که نه از دشمنان خارجی، بلکه از تهدیدهای داخلی و شکافهای میان جناحهای مختلف سرچشمه میگیرد.
هشدار درباره «دیوانه خوانده شدن»؛ اعترافی تلویحی به ناکارآمدی؛
اصطلاح «دیوانه خوانده شدن» ساده نیست. ملا یعقوب با این عبارت، ضمن هشدار نسبت به تصمیمهای افراطی و غیرعقلانی، بهطور غیرمستقیم اعتراف کرد که بسیاری از فرمانهای ایدیولوژیک طالبان، از نگاه جامعه و حتی بخش قابل توجهی از اعضای گروه، غیرمنطقی و خودویرانگر است. محدودیتهای شدید برای زنان، تمرکز قدرت در حلقهای محدود و قطع تعامل عملی با جامعه جهانی نمونههایی از این تصمیمها هستند. این سخن، در واقع تلنگری به ناکارآمدی راهبردی و پیامدهای مخرب سیاستهای داخلی طالبان است.
مخاطب واقعی؛ شکاف درونی طالبان؛
برخلاف ظاهر ملی سخنرانی، مخاطب اصلی ملا یعقوب جناحهای داخلی طالبان بودند: حلقه قندهار، شبکه حقانی، فرماندهان محلی و نسل جوانتر عملگرا. اشاره او به اختلافات و پرهیز از انتقامجویی، یادآوری آشکار خطر سقوط داخلی است: «اگر اختلافات داخلی ادامه یابد، حکومت فرو خواهد پاشید.» این پیام نشان میدهد که هراس از فروپاشی سازمانی و نزاعهای درونی، اکنون بیش از تهدید خارجی، محور نگرانی طالبان است.
از پیروزی نظامی به مسوولیت حکومتی؛
طالبان در سال ۲۰۲۱ فاتح جنگ بودند، اما اکنون مسوول اداره کشوری با اقتصاد فلج، نارضایتی عمومی، مهاجرت گسترده و انزوای بینالمللی شدهاند. گروهی که پیشتر تنها قادر به شعار دادن و حمله نظامی بود، اکنون با واقعیت پیچیده مدیریت کشور مواجه است. سخنان ملا یعقوب نشاندهنده درک این واقعیت است: خطر واقعی، شکست در اداره کشور است نه تهدید خارجی.
پیام به جهان؛ نمایشی از مشروعیتطلبی؛
تأکید او بر اینکه افغانستان تهدیدی برای هیچ کشوری نیست و طالبان خواهان روابط محترمانهاند، بازتاب ضعف مشروعیت داخلی و ترس از انزوای بینالمللی است. تاریخ نشان داده است که دولتی که از مشروعیت داخلی و خارجی مطمین نیست، تلاش میکند ضعف خود را با سخنرانیهای اخلاقی و دیپلماتیک بپوشاند و چهرهای موجه از خود ارایه دهد.
نتیجه گیری:
سخنان ملا یعقوب، اگرچه در قالب توصیههای اخلاقی و وحدتطلبانه بیان شد، در واقع صدای بسیار بلند هشدار یک قدرت نگران و شکننده است. طالبان با ساختاری ایدیولوژیک، سیاستهای سرکوبگرانه و فقدان تجربه حکمرانی، بیش از هر تهدید خارجی، از تصمیمهای خود آسیب میبینند.
حکومتی که از درون به عقلانیت التماس میکند، بیش از هر زمان دیگری شکننده و آسیبپذیر است. صد حیف که دشمنانش در خواب، توهم حمایت خارجی و پراکندگی سیاسی قرار دارد.
عارف رحمانی
>>> طالبان به چند دلیل سقوط نمی کنند.
اولاً امریکا آنها را تمویل مالی میکند.
دولت داکتر نجیب بخاطر قوی بودن مجاهدین سقوط نکرد،بلکه بخاطر تجزیه شوروی و قطع کمک های شوروی سقوط کرد.
ثانیاً طالبان منحیث یک آله دست امریکا در منطقه علیه روسیه وچین وهند است و میخواهد بنیادگرایی را در منطقه توسعه دهد.
ثالثاً نه امریکا و نه هم هیچ کشور دیگری خواهان مداخله نظامی در افغانستان است. زیرا از گذشته افغانستان پند گرفته اند.
امریکا از مجاهدین بر علیه شوروی استفاده کرد و زمینه از بین بردن شوروی را فراهم کرد. دولت ربانی با روس ها روابط نزدیک برقرار کرد،در نتیجه گروه طالبان را بر علیه او تشکیل کرد.
مذاکرات فلسطین و اسراییل در زمان بیل کلینتن نتیجه نداد،عربستان سعودی خواهان خروج پول های خود از بانک های امریکا شد.
در امریکا انتخابات شد و جورج بوش رییس جمهور شد و بخاطر تشکیل یک اعتلاف بین المللی،توطئه یازدهم سپتامبر را بر اندازی کرد و مسببین آن را افراد القاعده از عربستان سعودی قلمداد کرد که در افغانستان آموزش دیده بودند و در نتیجه به افغانستان حمله کرد و سه تریلیون دلار بودجه گرفتند و خورد و برد کردند و رفتند.
در توافقات دوحه نیز ذکر شده بود که امریکا در ظرف چند ماه قوای خود را از افغانستان خارج میکند و طالبان دیگر به امریکا و متحدین اش حمله نمی کنند و امریکا در عوض کمک های اقتصادی خویش را به افغانستان ادامه میدهد.
بخاطر کمتر شدن مصارف بودجه نیز نیم جامعه یعنی طبقه اناث از رفتن به مکتب و کار در ادارات دولتی محروم شدند.
هیچ اپوزیسیون دولت افغانستان،بدون کمک مالی و نظامی یک کشور خارجی نمیتوانند قدرت را بدست بگیرند.
چنانچه امان الله خان به کمک دولت جدید تأسیس شده شوروی قدرت را بدست گرفت.
حبیب الله کلکانی نیز یا به کمک شوروی و یا هم به کمک انگلیس قدرت را بدست گرفت. نادرشاه از فرانسه آمد قدرت را بدست گرفت. داود خان به کمک خلق و پرچم و شوروی قدرت را بدست گرفت. حزب خلق و پرچم به کمک شوروی قدرت را بدست گرفت. مجاهدین به کمک امریکا و کشور های اروپایی و عربی و چین و پاکستان قدرت را بدست گرفتند. طالبان دوره اول با کمک امریکا و پاکستان قدرت را بدست گرفتند . دولت انتقالی کرزی با کمک امریکا و کشور های خارجی در بن تأسیس شد و به افغانستان انتقال کرد و حالا هم دولت طالبان در قطر با مذاکرات میان طالبان و امریکا،دوباره توسط خود امریکا و کشور های عربی به قدرت رسیدند.
از انقلاب اسلامی و دولت اسلامی ایران نیز چهل و هفت سال میگذرد و گروه اپوزیسیون دولت ایران یعنی مجاهدین خلق و طرفدار های رضا شاه پهلوی از چهل و هفت سال بدینسو لحظه شماری میکنند که امروز یا فردا رژیم ایران سقوط میکند،اما هنوز پا برجاست.
مجاهدین خلق که امریکا خبر نداشت اینها همان اعضای حزب توده هستند که توسط شوروی تاًسیس شده بودند،تا چند سال پیش نیز در جلسات شان بعضی اعضای بلند پایه امریکا اشتراک میکردند. اما بعد ازین که خبر شدند اینها همان اعضای حزب توده هستند،دیگر اجازه تشکیل جلسات شان را نداد.
بنأ آرزوی ار بین رفتن جمهوری اسلامی ایران و امارت اسلامی افغانستان را نکنید که التر ناتیف وجود ندارد.
هردو کشور اسلامی هستند و شما نمیتوانید در عوض آنها نظام شاهی و یا جمهوری و یا جمهوری دموکراتیک و غیره را تشکیل کتید.
>>> جناب یعنی نصیحت هم حالا به معنی فرو پاشی درونی است کسی که در رأس قدرت باشد باید هم که از اختلاف دروتی بترسد تا حالا اگر اختلاف سلیقه ای درمیان شان است حرف شأن در مقابل دیگران یکیست نه مثل لندغران دوره به اصطلاح جمهوریت که در آن واحد دریک کشور دولت را اعلام کرد ند
>>> با سلام و احترام این نظر شما بر عکس ش است اگر گفته است قوم و زبان و اندیوالی نباشد واقعا حامین تور میداند که ماندنی است در دنیا کشوری جرات ندارد که خود ش به امارت اسلامی وارد جنگ شد چون با 52 کشور متحد آمریکا و تمام غرب بیست سال تمام جنگیدن طالب هم میداند که هیچ کشور جرات جنگ با طالب ندارد و نمی تواند حتی آمریکا حال که شما این نظر دارید نظر تان اشتباه است همه میداند که شما بیست سال تمام قدرت نظامی فدرت اقتصاد قدرت سیاسی همراه تان بود شما برای این ملت و این کشور چکار کردین این کمک های کشورها کمک سازمان ملل که افغانستان 5 بار خراب 5 بار با دالر ها آباد میشد تمام شما از سیاست مداران شما نخبگان استادان و جنرالان وزیران از الف تا یا تان در خارج سرمایه سرمایه گذاری کردین شما تمام تان حق ندارید که این مملکت و این ملت و این کشور چی مشود شما بیست سال وقت داشتید ولی همه تان یک دیگر را ملامت میکند شما دیگه لایق نظر دادن هم نیستیم به عنوان یک افغانستانی چون ما هر چی می کشیم از تمام اقوام افغانستان از دست شما می کشیم.دربدر بی عزت زندگی با تحقیر مهاجرت مسببش کیا استن شما هستین لطفا لطفا به خاطر ما ملت دیگه شما نباید در سیاست نباید در اقتصاد نباید برای قوم به رهنما کنید شما بیست سال چرا این فرصت و این بی اتفاقی این بی سوادی را ار بین نبریدن تا هنوز هم شما مفت خورا بر دبل بی اتفاقی دربدری مهاجرتی میزنید شما دیگه اصل ابدا حق ندارید که چه بر سر این ملت و این کشور میاید
با احترام یک افغانستانی
>>> لالام جان چنان نوشته کردی که انگار طالبان قادر است افغانستان را اداره کند و خدا نخواسته خللی در امور پیش نیاید لازم است یادآوری کنم شیشه عمر طالب هفته وار چهل میلیون دلاری است که از آمریکا میگیرد با قطع آن طالب عرضه اداره کردن یک ولسوالی را هم ندارد . که هیچ شکم گارنیزیون خوداش را هم سیر کرده نمیتوانند