قدرت آمریکا متکی به عملیات روانی و تبلیغاتی است
بزرگنمایی قدرت نظامی، ایجاد ترس و تزلزل، پایین آوردنِ اعتماد به نفس و دشوار سازی تصمیم گیری، روش های موثر برای وادار سازی و تسلیم درنظر گرفته می شود 
تاریخ انتشار:   ۱۲:۴۴    ۱۴۰۴/۱۱/۱۰ کد خبر: 178798 منبع: پرینت

قدرت نظامی متعارفِ آمریکا با وجود پیشرفت های زیاد، اما در عمل، بیش از فن آوری، متکی به عملیات و تبیلغات روانی است. بزرگنمایی قدرت نظامی، ایجاد ترس و تزلزل، پایین آوردنِ اعتماد به نفس و دشوار سازی تصمیم گیری در جانبِ دشمن برای مقابله با آمریکا، روش های موثر برای وادار سازی و تسلیم به خواست های این کشور درنظر گرفته می شود. در واقع قدرت نظامی، نه به عنوان توانمندی مستقل، بلکه مکمل و پشتوانه ای برای عملیات روانی مورد استفاده قرار میگیرد.

تجربه ی جنگ عراق، که در آن اتکای بیش از حد به قدرت نظامی بود و با شکست مواجه شد، راهبردِ استفاده از قدرت نرم را به یک اصل و اولویت مهم در سیاست خارجی آمریکا تبدیل نموده و تا کنون در چند نمونه موثر واقع شده است.
سرمایه، تعداد و حجم محتوای رسانه ای و تبلیغاتی که به زبان فارسی و مترکز بر یک کشور، ایران، تولید می شود، چنان گسترده و وسیع به نظر می رسد که تا کنون در هیچ رقابت بین المللی پیشینه نداشته است.

شبکه وسیعی از رسانه های بزرگ، کارشناسان فصلی و اجاره ای، پروموت/تبلیغ پولی صفحات مجازی و ... متمرکز به وضعیت داخلی ایران با استفاده از مفاهیم جذاب و همه پسند مثل حقوق بشر و آزادی و خلق ناراحتی عمومی از اتفاقات اخیر این کشور است؛ اما در مطالبات رسمی آمریکا، هیچ یک از مسایلی که در تبلیغات مورد استفاده قرار میگیرد، وجود ندارد.

محدود سازی توان موشکی، برنامه هسته ای و خلع سلاحِ نیروهای همسو با ایران در منطقه از اهداف مهم آمریکا است که در ذیل و سایه ی این حجمِ وسیع و بزرگ از تبلیغات پیگیری می شود. اهدافی که هیچگونه ارتباطی به مسائل حقوق بشری در ایران ندارد و به اصطلاح ابزار سرکوب به شمار نمی رود.
آمریکا در منطقه خاورمیانه آسیب پذیری های جدی تری نسبت به ایران در جنگ احتمالی دارد؛ آنچه که می تواند توانِ بازدارنده موشکی و قدرت دفاعی ایران را موثر و کارا سازد، حفظ اعتماد به نفس کنونی و تاب آوری در برابر فشار روانی است.

این دو سوی درگیری؛ اما نقش بازیگرانِ مثل چین را نباید دست کم گرفت که بشدت مترصد جایگزینی آمریکا در منطقه است و در صورت وقوع درگیری، در تلاش بالابردنِ هزینه های آمریکا تا متمایل سازی کشور های حوزه خلیج فارس به سمت چین پیش خواهد رفت. رئیس جمهور آمریکا اخیراً از کشور های منطقه خواسته است تا امنیت شان را خود شان تامین کنند، مسئله ای که بسیاری از دولت های منطقه را به تکاپوی میانجیگری و بی طرفی کشانده و فرصت مناسبت برای چین مهیا ساخته است.

به نظر می رسد تدابیر و همکاری نظامی چین با ایران برای مقابله و یا طولانی سازی جنگ تا آنجا جدی است که سفر نخست وزیر بریتانیا به این کشور را باعث شده است. سفری که شاید ترفندی برای مصروف سازی تصمیم گیران چینی برای ارزیابی پیشنهاد های غرب باشد تا از تمرکز به ایران باز داشته شود.
بازگشتِ آمریکا با تغییرات اندک به برجام تنها راه آبرو مندانه این کشور برای خروج از این وضع دشوار است. جنگ، نتیجه ای دلخواه در پی نخواهد داشت.

سید باقر محسنی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
قدرت آمریکا
عملیات روانی
نظرات بینندگان:

>>>   در قرن بیست و یکم هیچ کشوری ابر قدرت نظامی نیست و ابر قدرت نظامی هیچ مفهوم ندارد.
بعد از جنگ دوم جهانی بمب اتمی ساخته شد.
چون معادن یورانیم به تعداد زیاد کشف نشده بود و از طرف دیگر سانتری فوژ های مدرن غرض غنی سازی یورانیم وجود نداشت،بنأ ساخت بمب اتم مصارف ریاد ضرورت داشت و وقت زیاد را در بر میگرفت.
حالا در قرن بیست و یکم در دنیا چندصد نیروگاه برق اتمی موجود است که سالانه هزاران تن یورانیم غنی شده به درجه خلوص پایین درین نیروگاه ها به مصرف میرسد.
قیمت یک کیلوگرام یورانیم غنی شده درجه پایین در دنیا هشتاد دلار است.
قیمت یک کیلوگرام یورانیم غنی شده درجه خلوص شصت فیصد حدود بیست تا سی هزار دلار است.
این یورانیم غنی شده شصت فیصد را میشود توسط سانتریفوژ ها که ساخت آن نیز مشکل نیست و قیمت آن نیز زیاد نیست،به درجه خلوص نود فیصد غنی سازی کرد.
برای ساخت یک بمب اتم متوسط چهارصد کیلوگرام یورانیم غنی سازی شده ضرورت است.
مصارف مجموعی آن را بسنجی از بیست تا بیست و پنج میلیون دلار بالا نیست.
بنأ هیچ کشوری در دنیا نیست که توان ساخت بمب اتم را نداشته باشد.
دونالد ترامپ دولت بارک اوباما را متهم میسازد که با قرارداد برجام،پول های بلوک شده ایران را آزاد کرد و تحریم های وضع شده علیه ایران را برداشت و در نتیجه نفت زیاد فروخت و پول فراوان بدست آورد و پروگرام اتمی خود را انکشاف داد.
در حالی که مصرف ساخت یک بمب اتم از بیست تا بیست و پنج میلیون دلار زیاد نیست.
بنأ در قرن بیست و یکم هر کشوری توانایی ساخت بمب اتم را دارد و کشتی های طیاره بردار و جت های جنگی و راکت های قاره پیما و طیاره های بی پیلوت و تعداد سربازان دیگر هیچ مفهومی ندارد.
اگر تهدید های امریکا و تحریم های امریکا و دزدی کردن رهبران کشور ها و دزدی کردن نفت کشور ها و تهدید به خریدن سرزمین دیگر کشور ها توسط امریکا ادامه پیدا کند، کشور های دنیا را مجبور میسازد که برای دفاع از خویش، به ساخت بمب اتم دست بزنند و قاچاق آن نیز مشکل نیست.
همانطوری که امریکا ونزویلا را مقصر میدانست که سالانه ده ها تن مواد مخدره را به امریکا قاچاق میکرد،دو احتمال وجود داشت:
با امریکا توان حفاظت از سرحدات خود را ندارد و یا هم مسئولین امنیتی اش با قاچاقبران دست دارد.
پس درنصورت چطور میشود از قاچاق بمب اتم جلوگیری کرد؟
بنأ در قرن بیست و یکم دیگر ابر قدرت نظامی بودن هیچ مفهومی ندارد و هر کشوری که با مصرف سی میلیون دلار بمب اتمی ساخت،خودش ابرقدرت نظامی است و نه کدام کشوری بالایش حمله کرده میتواند و اگر حمله کرد،او نیز با قاچاق بمب اتم حمله متقابل خواهد گرد و در نتیجه جهان به سوی نابودی اتمی خواهد رفت.
بنأ راه نیک این است که کشور ها از تهدید وتحریم و جمله نظامی به یکدیگر پرهیز کنند و در فضای صلح باهم زندگی کنند.

>>>   ایران تجربه ۸ سال جنگ را دارد که تقریبا تمام اروپا و امریکا با دادن تسلیحات و پشتیبانی از صدام در مقابل ایران بودند مردم ایران ثابت کرده اند که در مقابل متجاوز به آب و خاک ایران حاضر به فدا کردن جان و مال خود هستند هر کشوری توهم ورود به خاک و آب سرزمین ایران را به خود دهد باید منتظر پرداخت بهای گزافی برای این گستاخی خود باشد . مشکلات ایران به مردم و دولت این ارتباط دارد و لاغیر و مزدوران اجیر شده جایی در بین مردم ایران ندارند .

>>>   آمریکا هیچ چیز نیست فقط هیاهوی هست

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است