| تاریخ انتشار: ۱۲:۲۸ ۱۴۰۴/۱۱/۵ | کد خبر: 178768 | منبع: |
پرینت
|
|
دیگر حتی تظاهر به منطق دموکراتیک و شهروندی هم نمیکنند. زبانشان زبان زور است و ادعایشان عریان: کشور "مال ماست". با وقاحتی تمام میگویند این سرزمین به نام آنان نامگذاری شده، هویتشان "هویت ملی" است و دیگران یا باید تابع باشند یا حذف شوند. اینجا دیگر بحث حقوق برابر نیست؛ سخن از مالکیت قومی بر جغرافیا و قدرت است.
قومگرایی "افغانملتی" امروز بینقاب به میدان آمده و طالبان را نه فقط توجیه، بلکه نمایندگی میکند. طالبان چهرهی واقعی، خشن و بیرحم همین قومگراییاند؛ همان چیزی که سالها پشت شعارهای وحدت ملی، دین، تاریخ و دولت پنهان شده بود. آنچه امروز افغانستان را به این ورطه کشانده، اتفاق یا توطئهی ناگهانی نیست؛ برآیند بیش از یکصد سال انحصار، زورگویی، تحمیل هویت و لجاجت ساختاری قومگرایی "افغانملتی" است.
این جریان نه به شهروند باور دارد، نه به برابری، نه به همزیستی؛ تنها چیزی که میشناسد "حق تاریخی خیالی" و "زور عریان" است. هر جا قانون مانع بوده، آن را شکسته؛ هر جا اخلاق سد راه شده، آن را لگدمال کرده؛ و هر جا انسان ایستاده، او را دشمن نامیده است.
ایستادن در برابر این پروژهی خطرناک، انتخاب سیاسی لوکس نیست؛ وظیفهی اخلاقی هر انسان آزاده است. کسی که از شهروندی، آزادی و برابری سخن میگوید، نمیتواند در برابر قومگرایی "افغانملتی" سکوت کند. سکوت در اینجا بیطرفی نیست؛ همدستی است.
باید روشن و بیتعارف گفت: نه به انحصار، نه به تحمیل هویت، و نه به قومگراییای که افغانستان را قربانی بقای خود کرده است.
فرید مزدک