| چگونه میتوانید مشروعیت طالبان و قوانین تبعیضآمیز این گروه را نزد مردمی که زیر سلطه مستقیم طالب در رنج و محرومیتاند، توجیه کنید؟ | ||||
| تاریخ انتشار: ۰۰:۱۸ ۱۴۰۴/۱۱/۳ | کد خبر: 178748 | منبع: |
پرینت
|
|
سند تازه طالبان و بازی لابیگران «نماینده جامعه شیعه»؛
با اجرایی شدن اصولنامه جزایی طالبان، جامعه شیعه افغانستان و سایر گروههای مذهبی_قومی بار دیگر در وضعیت بحرانی قرار گرفتهاند.
سند تازه طالبان، پیروان مذاهب دیگر، از جمله شیعیان دوازدهامامی، اسماعیلیان و سایر گروههای مذهبی_قومی را «مبتدع» معرفی کرده و اختیارات نامحدود قضایی برای سرکوب آنها فراهم میکند.
در چنین شرایطی، شماری از کسانی که خود را «عالمان دین اهل تشیع» و نمایندگان جامعه شیعه معرفی میکنند، طی چهار سال گذشته با سفرهای مکرر از کابل تا تهران و بغداد و دیدارهای نمایشی با مقامهای طالبان و نشر اعلامیههای توخالی در شبکههای اجتماعی، تلاش کردند طالبان را سفیدنمایی کنند و از این رهگذر برای خود امکانات و موقعیتهایی فراهم کنند. این تلاشها، بهرغم وعدههای آزادیهای مذهبی، هیچ نتیجه ملموسی برای جامعه شیعه نداشته و هیچ یک از مطالبات آنها برآورده نشده است.
واقعیت تاریخی و عملی، اما از همان ابتدا روشن بود؛ طالبان جز باور ایدیولوژیک خود، تمکنی نسبت به دیگران نشان نمیدهد. با این حال، این لابیگران تلاش کردند تا مصالحهای غیرممکن را تبلیغ کنند، در حالی که اهل تشیع و اقوام غیرپشتون در هر روز و هر ساعت، تحت خشونت، سرکوب و محرومیت طالبان قرار داشتند.
اکنون با اجرایی شدن سند تازه طالبان، این افراد باید به مردم خود پاسخ دهند؛ چگونه میتوانند مشروعیت طالبان و قوانین تبعیضآمیز این گروه را نزد مردمی که زیر سلطه مستقیم طالب در رنج و محرومیتاند، توجیه کنند؟
این افراد که برای طالب لابیگری میکردند امروز چرا رهبر این گروه مسلمانی شان را هم زیر سوال برده و آزادیهای مذهبی شان نیز به مثابه شرک در این سند تعبیر شده است؟
چرا تلاشهای چندساله برای مصالحه و مذاکره، به جای حفظ امنیت و حقوق جامعه شیعه، عملاً سبب مشروعیتبخشی به سرکوب طالبان شد؟
جاوید روستاپور
>>> اگر مردم منگولیا ،پورتریت چنگیز خان را در خانه های شان روی دیوار نصب کرده اند ،اهل تشیع و قوم برادر ما هزاره اسماعیلیه و غیره گروه های اقلیت باید پورتریت ببرک کارمل را طور یادگاری روی دیوار های خانه های شان آویزان کنند.
من طرفدار کیش شخصیت پرستی نیستم ولی برای آنکه نسل جدید هزاره و اقلیت ها نقش انسانی موثر ، ببرک کارمل را در رابطه به حمایت از اقلیتها بدانند.
ببرک کارمل مذهبی نبود ، اما به عقاید و معتقدات مردم خود سخت احترام داشت. هم در زمان ظاهر شاه ،داود خان و بعد از آنکه رییس جمهوری افغانستان شد عملا هر هزاره و نورستانی و بلوچ وغیره را در آغوش گرفت. شورای انقلابی وی متشکل از تمام اقوام و قبایل بود .کارمل سکتاریست نبود او مشکل اقلیت ها را در تشکیل گروهک های غیر موثر به حساب نمی آورد بلکه او خواهان تشکیل جبهه متحد ملی سراسری که در آن تمام نیروهای مترقی و نمایندگان تمام اقلیتها شرکت داشته باشند بود.
چرا احمد شاه مسعود یا عبدالعلی مزاری یا دگر رهبران سیاسی اقلیتها در پوشش مذهب ناکام شدند .نه تنها ناکام بلکه بگردن هم افتادند ...که به بربادی خود شان و شهر کابل تمام شد.
کارمل و اندیشه ای وحدت ملی او توسط خود همین اقلیتها با مقاومتهای مسلحانه مواجه شد...تا بالاخره به ناکامی منجر شد.این بزرگترین جفایی بود که رهبران اقلیتها در حق ملیتهای شان کردند گرچه خود شان سرمایدار شدند...حل مساله ای ملی یک کامپلکس ساده و مجزا از باقی بخشهای اجتماعی نیست ...دوستان به بیانات و صحبتهای ببرک کارمل چه قبل از 1357 وبعد از احراز قدرت بدست مطالعه کنند.
دوره حاکمیت افغانهای امریکایی در بیست و چند سال دوره ای وحدت نه بلکه عمدا دوره ای جدایی و ایجاد درز ها و فضای نفرت آلود بود.
لابی گران اهل تشیع دست به سینه در برابر طالب ایستاده اند تا اگر آنها شفقتی نسبت به آنها نشان دهند .این راه حل نیست ،اینها شرافتمندانه به گناهان خود اعتراف کنند ....طالبان و اندیشه ای سلفی مخالف هر گروه اقلیت مذهبی است.اینها هر قدر که بیخ میگیرند ،به همان اندازه هویت ضد مردمی شان آشکار تر میشود...به یقین میتوان گفت که روز های بدی در انتظار اهل تشیع و برادران هزاره است .کاری که ISIS با اقلیتها در عراق کردند و زنان و دختران شانرا در بازار ها به نام کنیز فروختند ،چنین روز بر سر ملیت هزاره آمدند است...
در زمان کارمل ایران هزاره ها را به پراکسی خود در افغانستان مبدل ساخت و نگذاشت که ملیت هزاره از مزایای انسانی اندوره مستفید گردند و نتیجه امروز در برابر چشمان است....
فخر اهنگر