| گله ای منحط و بدوی از بستر و خاکستر عقب مانده ترین روستاها سر برآوردند، به دور ملای خرافی، بیسواد و دهاتی که همه جهان را به یک چشم میدید، براه افتادند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۵:۱۱ ۱۴۰۴/۱۰/۳۰ | کد خبر: 178728 | منبع: |
پرینت
|
|
بدترین مصیبت در یک جامعه و کشور، عدم تعادل و توازن فرهنگی در آنست. چنانچه اگر بخشی از جامعه به هر دلیلی، جاهل و کودن بماند و قسمت دیگرش عالم و دانا شود. بی تردید گروه جاهل و نادان، جمع آگاه و دانا را نابود یا تحت تأثیر خود درمی آورد. بویژه زمانی که زمام امور در دست نادانان و جاهلان باشد.
وضعیت کنونی کشور ما مصداق این مقوله است. گله ای منحط و بدوی از بستر و خاکستر عقب مانده ترین روستاها سر برآوردند، به دور ملای خرافی، بیسواد و دهاتی که همه جهان را به یک چشم میدید، براه افتادند. به هر جا رسیدند، روشنایی را خاموش ساختند و دانایان را به زیر کشیدند. چون دیو بر تخت سلیمان نشستند و مقدرات کشوری را بدست گرفتند که فرزندان عالم و دانشمندش چون ابن سینا و مولانا و امام ابوحنیفه ستاره گان درخشان آسمان علم و ادب و فرهنگ جهان بوده اند.
حالا چرا باید تعجب نمود که گوساله ای از این گله رمیده، با لباس سلاخی در مراسم فراغت طبیبان سرزمین جامی و انصاری جولان دهد و به پزشکان جوان دستور دهد که نکتایی های شانرا باز کنند.
این حرکت سمبولیک دال برآن است که باید عالمان و دانایان شهر اولیا و فضلاى هرات از این پس از چنین جنبنده ای وحشی و بدوی اطاعت کنند. آنچه در هرات عزیز اتفاق افتاد شمه ای از جنگ و تقابل روشنایی با ظلمت، علم با جهل، پیشرفت مدنی با پسرفت قبیلوی و تفنگ و فرهنگ در کل کشور است.
چنانچه چند سال قبل، تیوریسن بدطینت و پست فطرت شان فاروق اعظم گفته بود. از دایکندی دانشجویان زیاد و از لووووووووووی قندهار تعداد کم به دانشگاه راه یافته اند. و برمبنای تیوری همان جانی و جاهل بود که مراکز علمی غرب کابل آماج حملات انتحاری قرار گرفت.
طالبان این پدیده منحوس و نکبتبار روستاهای منحط و فاقد فرهنگ و اصالت تاریخی تلاش دارند تا عقبمانده گی و انحطاط زادگاه و خاستگاه شوم شانرا در شهر های باستانی کشور تعمیم و ترویج دهند.
محمد عارف منصوری